سرگذشت را چه جوري معني كرديد...؟

اينكه ما صاحب تقديريم ؟؟! يا نه اختيار داريم و خود آينده خود را مي سازيم وسوالهايي از اين قسم....

هميشه يه سري اتفا قات بر اي ما ها مي افته كه اون را به اسم تقدير توجيه مي كنيم و غافل از اينكه جزاي كار ما در گذشته بوده است.

چرا  همه ما ها فقط اتفاقات بد ، تو تقدير مون نوشته شده و قسمت ما ها ميشه ، اما هرچي كار خوبه ، اصلاً تقدير و قسمت نبوده ، بلكه تلاش ماها بوده كه  اين موارد خوب اتفاق افتاده ......

چرا؟؟؟

نمي گم تقدير و سرنوشت وجود نداره ولي سرنوشت ما چون به آينده ما مربوط است و جز خدا كسي از آينده خبري ندارد ...پس براي ما نانوشته است و خودمان هستيم كه با توجه به گذشته ، آينده خود كه به تعبيري همان تقدير ماست را مي نگاريم ....با اين تفاوت كه نگارش ما اگر با تفكر همرا باشد به تقديري كه خدا برايمان مقدر كرده نزديكتر است....

زيرا كه خالق ما سعادت ما را مي خواهد و ما بندگان گناه كار ، با علم به بدي ، بدي مي كنيم و سپس به تقدير نسبت مي دهيم.

     تقدير و سر نوشت تمامي ما انسانها به نيكي و خوشي نوشته شده ولي براي ما بيان نشده و چون ما مي توانيم تغييري در آن ايجاد كنيم.بدون فكر و با انجام بعضي از كارها از آنچه مقدر است خارج شده و به آنچه خود مقدر مي كنيم و همان موارد منفي است سوق مي دهيم....

  ...

 در بین نظرات چند تا از دوستان در مورد تقدیر حرف زده بودند که تقریباً با این مضمون بود:

« - تقدیر و سرنوشت حتما وجود داره و من هم بدون شک بهش اعتقاد دارم،
اما این برای من باعث نشده یه گوشه بشینم و بی خیالی طی کنم تا سرنوشت خودش هرجور می خواد پیش بره...من تلاشم رو می کنم تا ثمره اش بهم بچسبه!

    - من شدیداً به تقدیر اعتقاد دارم

     - به نظر من هم گرچه تقدیر خیلی وقتا بدون اینکه به ما توجه کنه
کار خودشو می کنه اما حتماَ ما هم سهمی توش داریم....»

ممنون از نظرات تمامی دوستان .....

اینکه تقدیر وجود دارد شکی در آن نیست....و من هم منکر آن نیستم....

و اما  از تقدير حرف زديم ؛

از اينكه هميشه وقتي يك اتفاق نا گوار مي افتد،سراغ تقدير را مي گيريم؛

در حالي كه تقدير ما همان احوالات خوب ماست كه به تدبير نادرست ما و به اعمالي كه در گذشته انجام داديم حال اين اتفاق ناگوار را ايجاد كرده وگرنه در طالع هيچ كس جز سعادتمندي چيز ديگري نوشته نشده است....

و اما اتفاقات چه خوب و چه بد ؛ شايد همه نه ،اكثر شما با اين جمله آشنا شده ايد:

 « حتماً قسمت اين بوده؛ عيبي نداره ، شايد خيري توش بوده و...»

براستي اگر خيري تو اون كار نبوده ، اصلاً چرا اين كار انجام داد ه ايم كه حالا انجام ندادنش خيري دارد...

به نظر من اون كار ما يك اشتباه بوده و جلوي هر اشتباه و خسراني را از هر كجا كه بگيري ، منفعتي در آن هست.........

پس خير آن در اين بوده ، نه قسمت ما.....

 

زندگي اكثر ما ها متاسفانه بدون يك انسجام فكري است و هميشه براي رفع آن دنبال بهانه مي گرديم تا شايد با اين موارد به توجيه بپردازيم...

...

اميدوارم روزي  به جايگاهي برسيم كه كاري را انجام ندهيم كه موجب خسران ما شود.

همیشه به نقدیر از آن سو نگاه می کنیم که نیست و وقتی از آن جهت که هست نگاه می کنیم...وبر وفق مراد می شود، دیگر تقدیر نیست....

خلاصه تر اینکه:

«تقدیر هست و خواهد بود...اما برای ما مسجل نشده و نخواهد شد.نیاز به آینده نگری خاصی هم برای مشاهده آن نیست...

تقدیر تمامی انسانها به نیکی است....

تقدیر بد و یا سرنوشت بد وجود ندارد...این ما انسانها هستیم که اتفاقات ناگوار خود را به پای تقدیر می نویسیم....»

---------------------------------------

بارالها:

پروردگارا:

معبودا:

آنچه كه تو مقدر نموده ، بي شك سعادتمندي ما بوده است و آنچه كه برخلاف آن رخ داده ،قطع بر يقين اشتباهي بوده از جانب ما؛

خطا هاي ما را بر ما عفو دار....

بنده  خاكسار تو هستيم ....

بيامرز و ببخش خطاهاي ما را

که جز تو پناهی بر ما نیست....

 

آمين.......


 

نوشته شده توسط ماندگار در جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 14:11 موضوع زندگی | لينک ثابت