تبليغاتX
نوشته های من
 

میلاد امام هشتم (ع)

امام رضا دوست دارم

 

امام رضا (ع) فرمودند:

« بخيل را آسايشى نيست و حسود راخوشى و لذتى نيست و زمامدار را وفايى نيست و دروغگو را مروت و مردانگى نيست... »

 

 

آن گاه كه درهاى آسمان گشوده شد و پرتوى از نور رخشان امامت بر زمين تابيد، مژده اى شادي بخش، دلهاى زمينيان را فراگرفت وتاريكناى سلطه گرى وهواپرستى، با زايش رهبرى ربّانى ورهاننده، به رسوايى افتاد.

يازدهم ذى القعده سال 148 هجرى كه امام رئوف ما زاده شد، وعلى بن موسى الرضا عليه السلام به عنوان سرچشمه اى از نيكى ومهربانى وهدايت رخ نمود، پناهگاهى پديد آمد كه خدا پرستان را در خود گرد آورد.

زاد روز آن رهبر هشتمين بر شيفتگان حضرتش خجسته باد.

 

 


 

نوشته شده توسط ماندگار در پنجشنبه یکم آذر 1386 ساعت 2:38 موضوع Others | لينک ثابت


سردار ملی

 

ستارخان :

 شجاعت بدون هدف و آرمان ملی قدرتی محسوب نمی شود .

 

سلام

 

با عرض معذرت از تاخیر...

به خاطر نزدیکی سالروز درگذشت سردار ایران امروز این مطلب را برایتان نوشتم...

ادامه مطلب تقدیر در بروز رسانی آتی...

 

انقلاب مشروطیت یکی از درخشان ترین صفحات تاریخ مبارزات در ایران است.

 در میان همه مرداني که براي دفاع از مشروطيت و حقوق ملت دست به شمشير برده و آنرا پس از استبداد صغير دو مرتبه بازگردانيدند، سیمای ستارخان جلائی دیگر دارد .

بحق او قهرمان مشروطيت ايران است.

 

ستار خان اگر چه عامي وبي سواد بود ولي احساس وطن خواهي و شعور او آنقدر قوي بود كه با آنكه در مكتب خانه آن زمان درس ياد نگرفته بود ، به لفظ مشروطه احساس و تعصب خاصي داشت و در برابر عمال خودكامه ودر صحنه هاي جنگ مشروطه با صداقت مي جنگيد و فداكاري و دليري بيش از حد او باعث گرديد كه تبريز در مقابل محمد علي شاه مقاومت نموده و پايه هاي حكومت او را متزلزل سازد ودر استقرار مشروطه سهم به سزايي ايفا كند .

ستارخان سررشته نبرد اصلی و قاطعانه با استبداد محمد علیشاهی یعنی نبرد مسلحانه علیه آنرا به کف گرفت و تا بساط جابرانه او را در هم نپیچید ، آرام نگرفت و برجای ننشست.

رهبر بی رقیب نهضت انقلابی مشروطیت و نیروهای انقلابی مردمی که از تبریز برخواستند در این زمان از بین پائین ترین اقشار آذربایجان برخاسته ، متجلی به خصائص و صفات ایشان بود. پافشاری ، مردانگی و از خود گذشتگی ستارخان و وفاداریش نسبت به منافع مردم در راه مبارزه علیه سلطه ظلم و استبداد و تجاوز خارجیان و صحت نظرش در انتخاب راه مبارزه مسلحانه در برابر خشونت و جبر استبداد و مقاومتی که از خود در این راه نشان داد به او مقامی شامخ در بین چهره های درخشان تاریخ ایران داده است.

این خصائل و صفات به ستارخان اجازه داد که از مرحله ساده ترین مجاهد متناسب با پیشرفت مبارزه و تشدید آن به مرتبه رهبری و پیشوائی مبارزه نائل آید.

  مقاومت و پایمردی مردم غیور و نترس تبریز به فرماندهی ستارخان در آن روزهای خطرناک و پیروزی درخشان آنها بر دشمن بی رحم و سرتاپا مسلح نه تنها دیگر مردمان ساکن در ایران، بلکه جهانیان را نیز به شگفتی واداشت. در این زمان، نام ستارخان، سردار ملی که در آن موقع نماد قهرمانیهای تبریزیان و مبارزات ملت ایران شناخته می شد در صفحه اول جراید دنیا ، چاپ شده از سوی نشریات ” بوکاچف” و ” گاریبالدی” لقب گرفت. تنها بر اثر جانبازیهای مجاهدان آذربایجانی به رهبری ستارخان بود که استبداد صغیر سقوط کرده و پس ازآن تهران دست به تشکیل دولت زد.

******

 ستارخان اوخر عمر خود را تنها با آرزوی برگشت به سرزمین مادریش آذربایجان می گذراند و سر انجام نیز تاب این هجران را نیاورده، در 25 آبان 1293 بر اثر زخم پایش چشم از جهان فرور می بندد. بعد از مراسمی با شکوه در 27 آبان ماه در باغ طوطی شاه عبدالعظیم به خاک سپرده می شود. روحش شاد.

******

 در پایان جواب دندانشکن این سردار آذربایجانی به کنسول روس در تبریز که می خواست به هر حیله او را از جنگ بازداشته و وادار به تسلیم کند و باو پیشنهاد کرده بود که پرچم تزار روس را بر بالای خانه خود نصب کند تا از حمله دولتیان در امان باشد ، در روزگاری که وکیل با سواد تبریز ، تقی زاده در سفارت انگلیس پنهان شده بود ، بهترین دلیل بر احساسات عالی میهن پرستانه وی و مقاومت و مبارزه آگاهانه اش دربرابر دخالت خارجیان در امور مملکت بود. ستار خان در جواب کنسول روس گفته بود “جناب کنسول، من می‌خواهم هفت دولت زیر بیرق امیرالمومنین باشد، شما از من می خواهید زیر بیرق روس بروم؟ حاشا چنین نخواهد شد!”

******

ستارخان :

اگر یک روز از زندگیم باقی مانده باشد آن یک روز را هم برای استقلال

 و حفظ کرامت ایران خواهم جنگید حتی اگر لقب شورشی و ضد مملکت

به من داده شود .

 

-----------------------

منابع

http://243.blogfa.com

http://tabriz.supersized.org

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ماندگار در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 ساعت 3:13 موضوع Others | لينک ثابت


نوشتن؟؟؟؟

سلام

نوشتن؟؟؟؟؟

معمولاً نوشتن خيلي راحتر از گفتن است و غير مستقيم گفتن هم راحتر از رودرو صحبت كردن است......................

دنبال دليل اين مورد نيستم .......................

ولي چه خوب بود كه مي تونستيم به اين راحتي كه مي نويسم ، حرف دلمون را هم بگيم......................

هميشه در صحبت كردن با هم ديگر مي ترسيم كه نكنه از حرفهايمان ناراحت بشوند و يا دلگير بشوند...............

همين وبلاگ نويسي هم يه نوع نوشتن است كه مي نويسم بدون اينكه ترس ناراحت كردن كسي را داشته باشيم و ديگران هم مي خوانند ونظر مي دهند بدون اينكه قصد ناراحت كردن ما را داشته باشند و اين، باعث رشد مي شود.........

بي گمان اگر اين افراد را دور يك ميز مي نشاندند تا با هم در مورد همان مباحث صحبت كنند ، هيچ نتيجه ايي نمي گرفتند؟؟؟؟

ريشه همه گرفتاري هاي كنوني ما هم در اين قضيه نهفته شده؟؟؟

اينكه نمي تونيم با هم صحبت كنيم...........

اينكه يه طرف مناظره ناراحت  شده.........

با اينكه به ظاهر همه ما ها فارسي صحبت مي كنيم ، ولي انگار اصلاً زبان هم را        نمي فهميم و هر كدوم از طرفين صحبت خود را محق مي داند ، بدون چون و چرا............

اين ..............مطلب.................................ادامه.........دارد.......


 

نوشته شده توسط ماندگار در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 ساعت 0:20 موضوع Others | لينک ثابت


بروز رساني

انديشه ماندگار بروز شد:

http://www.msit.ir.mihanblog.com


 

نوشته شده توسط ماندگار در شنبه هفتم مهر 1386 ساعت 0:24 موضوع Others | لينک ثابت


میلاد نور

 

سلام

عيد بر همه دوستان غزيز

مبارك

خواستم يه مطلبي از نوشته هاي خودم را براتون بنويسم

 ديدم بهتر اون شعري كه همه ما تقريباً  با اون

 انس گرفتيم را براتون بنويسم

شايد اين جمعه بيايد

 

خبر آمد ،

خبري در راه است........

سر خوش آن دل كه از آن آگاه است..............

******

            شايد..............

.......... اين جمعه بيايد .........

...... شايد ......

پرده از چهره گشايد....................

........... شايد ............

**********

باهمه لحن خوش آوايي ام

دربه در كوچه تنهايي ام

اي دو سه تا كوچه زما دور تر

نغمه تو از همه پر شور تر

كاش كه اين فاصله را كم كني

محنت اين قافله را كم كني

كاش كه همسايه ما مي شدي

مايه آسايه ما مي شدي

هر كه به ديدار تو نايل شود

يك شبه حلال مسائل شود

دوش مرا حال خوشي دست داد

سينه ما را عطشي دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت

شعله به دامان سياوش گرفت

نام تو آرامه جان من است

نامه تو خط امان من است

اي نگه ات خاستگه آفتاب

برمن ظلمت زده يك شب بتاب

پرده برانداز ز چشم ترم

تا بتوانم به رخت بنگرم

اي نفست يار و مدد كار ما

كي و كجا وعده ديدار ما

******

خبر آمد ،

خبري در راه است........

سر خوش آن دل كه از آن آگاه است..............

******

            شايد..............

.......... اين جمعه بيايد .........

...... شايد ......

پرده از چهره گشايد....................

........... شايد ............

**********

منتظر عاشق: مرحوم آغاسي

 **********

 

« خدايا ،

 به حق اين روز عزيز و به حق اين ماه مبارك ،

 ظهور حضرت عشق ، امام عصر (عج)،

را تسريع بگردان...........»

« خدايا ،

 پاك گردان اين دلهاي زنگار گرفته ما را ، كه به

روز مره گي مبتلا شده»

---------------------------------- 

ساحل افتاده گفت : گر چه بسي زيستم

هيچ نه معلوم گشت، آه كه من كيستم

موج خروشنده اي تيز خراميد گفت:

هستم اگر مي روم ، گر نروم نيستم

 

----------------------------------

موفق و ماندگار باشيد..........  


 

نوشته شده توسط ماندگار در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 ساعت 3:21 موضوع Others | لينک ثابت


نیایش

دستی افشان تا ز سر انگشتانت صد قطره چکد هر قطره شود خورشیدی
باشد که بصد سوزن نور شب ما را بکند روزن روزن
ما بی تاب و نیایش بی رنگ
از مهرت لبخندی کن بنشان بر لب ما
باشد که سرودی خیزد در خورد نیوشیدن تو
ما هسته پنهان تماشائیم
ز تجلی ابری کن بفرست که ببارد بر سر ما
باشد که به شوری بشکافیم باشد که ببالیم و بخورشید تو بپیوندیم
هر سونام رشته کن از بی شکلی
گذران از مروارید زمان و مکان
باشد که بهم پیوندد همه چیز باشد که نماند مرز که نماند نام
ای دور از دست پر تنهایی خسته است
گهگاه شوری بوزان باشد که شیار بریدن در تو شود خاموش

 

سهراب سپهری


 

نوشته شده توسط ماندگار در پنجشنبه دهم خرداد 1386 ساعت 2:56 موضوع Others | لينک ثابت


مزۀ موفقيت!

 

آيا مي دانيد كه مي توانيد روي لذت خود تصميم بگيريد؟ مطمئن باشيد كه مي توانيد! كمي در مورد طعم لذت هايي كه در طول زندگي خود چشيده ايد فكر كنيد! بسياري از چيزهايي كه اكنون به عنوان يك آدم بزرگ از آنها لذت مي بريد، مثل غذاهاي خاص، موسيقي هاي بخصوص و يا فعاليت هاي مشخص ، بدون شك ريشه در دوران كودكي شما دارند. موفقيت نيز طعمي دارد و آنهايي كه ياد گرفته اند از فعاليت هاي حين كار و اثناي تلاش ،‌تا رسيدن به موفقيت، لذت ببرند، اين طعم را به خوبي به خاطر دارند. بهترين بازيكنان يك تيم آنهايي هستند كه از نفس بازي لذت مي برند.موفق ترين كارگران و كارمندان آنهايي اند كه عاشق كار كردن و تلاش مي باشند. بسياري از مردم رؤياي يك شغل ايده آل را در سر مي پرورانند كه بتوانند از طريق آن شغل ،‌ضمن كسب درآمد،‌كاري را كه قبلاً دوست داشتند و عاشقش بوده اند را انجام دهند. اين يك رؤياي مثبت و قابل تحسين است اما متأسفانه در زندگي بعضي مواقع تحقق پذير نيست. ولي راه ديگري براي رسيدن به همان نتايج نيز وجود دارد:«اگر شما نتوانستيد راهي را براي انجام آنجه دوست داريد پيدا كنيد، پس راهي بيابيد كه بتوانيد به آنچه انجام مي دهيد عشق بورزيد.»

منبع :موفقیت - سال دوم ، شماره12،صفحه41


 

نوشته شده توسط ماندگار در چهارشنبه نهم خرداد 1386 ساعت 1:41 موضوع Others | لينک ثابت


سلام

 

بنام او كه بزگ است وبزرگي را به ما آموخت

 

«خدایا:

به من زيستن عطاء كن كه

در لحظه مرگ ،

بر بي ثمري لحظه اي كه براي زيستن گذشته است ،

حسرت نخورم ،

و مردني عطاء كن كه ،

به بيهودگيش ،

سوگوار نباشم..»

 


 

نوشته شده توسط ماندگار در سه شنبه یکم خرداد 1386 ساعت 3:26 موضوع Others | لينک ثابت