ستارخان :

 شجاعت بدون هدف و آرمان ملی قدرتی محسوب نمی شود .

 

سلام

 

با عرض معذرت از تاخیر...

به خاطر نزدیکی سالروز درگذشت سردار ایران امروز این مطلب را برایتان نوشتم...

ادامه مطلب تقدیر در بروز رسانی آتی...

 

انقلاب مشروطیت یکی از درخشان ترین صفحات تاریخ مبارزات در ایران است.

 در میان همه مرداني که براي دفاع از مشروطيت و حقوق ملت دست به شمشير برده و آنرا پس از استبداد صغير دو مرتبه بازگردانيدند، سیمای ستارخان جلائی دیگر دارد .

بحق او قهرمان مشروطيت ايران است.

 

ستار خان اگر چه عامي وبي سواد بود ولي احساس وطن خواهي و شعور او آنقدر قوي بود كه با آنكه در مكتب خانه آن زمان درس ياد نگرفته بود ، به لفظ مشروطه احساس و تعصب خاصي داشت و در برابر عمال خودكامه ودر صحنه هاي جنگ مشروطه با صداقت مي جنگيد و فداكاري و دليري بيش از حد او باعث گرديد كه تبريز در مقابل محمد علي شاه مقاومت نموده و پايه هاي حكومت او را متزلزل سازد ودر استقرار مشروطه سهم به سزايي ايفا كند .

ستارخان سررشته نبرد اصلی و قاطعانه با استبداد محمد علیشاهی یعنی نبرد مسلحانه علیه آنرا به کف گرفت و تا بساط جابرانه او را در هم نپیچید ، آرام نگرفت و برجای ننشست.

رهبر بی رقیب نهضت انقلابی مشروطیت و نیروهای انقلابی مردمی که از تبریز برخواستند در این زمان از بین پائین ترین اقشار آذربایجان برخاسته ، متجلی به خصائص و صفات ایشان بود. پافشاری ، مردانگی و از خود گذشتگی ستارخان و وفاداریش نسبت به منافع مردم در راه مبارزه علیه سلطه ظلم و استبداد و تجاوز خارجیان و صحت نظرش در انتخاب راه مبارزه مسلحانه در برابر خشونت و جبر استبداد و مقاومتی که از خود در این راه نشان داد به او مقامی شامخ در بین چهره های درخشان تاریخ ایران داده است.

این خصائل و صفات به ستارخان اجازه داد که از مرحله ساده ترین مجاهد متناسب با پیشرفت مبارزه و تشدید آن به مرتبه رهبری و پیشوائی مبارزه نائل آید.

  مقاومت و پایمردی مردم غیور و نترس تبریز به فرماندهی ستارخان در آن روزهای خطرناک و پیروزی درخشان آنها بر دشمن بی رحم و سرتاپا مسلح نه تنها دیگر مردمان ساکن در ایران، بلکه جهانیان را نیز به شگفتی واداشت. در این زمان، نام ستارخان، سردار ملی که در آن موقع نماد قهرمانیهای تبریزیان و مبارزات ملت ایران شناخته می شد در صفحه اول جراید دنیا ، چاپ شده از سوی نشریات ” بوکاچف” و ” گاریبالدی” لقب گرفت. تنها بر اثر جانبازیهای مجاهدان آذربایجانی به رهبری ستارخان بود که استبداد صغیر سقوط کرده و پس ازآن تهران دست به تشکیل دولت زد.

******

 ستارخان اوخر عمر خود را تنها با آرزوی برگشت به سرزمین مادریش آذربایجان می گذراند و سر انجام نیز تاب این هجران را نیاورده، در 25 آبان 1293 بر اثر زخم پایش چشم از جهان فرور می بندد. بعد از مراسمی با شکوه در 27 آبان ماه در باغ طوطی شاه عبدالعظیم به خاک سپرده می شود. روحش شاد.

******

 در پایان جواب دندانشکن این سردار آذربایجانی به کنسول روس در تبریز که می خواست به هر حیله او را از جنگ بازداشته و وادار به تسلیم کند و باو پیشنهاد کرده بود که پرچم تزار روس را بر بالای خانه خود نصب کند تا از حمله دولتیان در امان باشد ، در روزگاری که وکیل با سواد تبریز ، تقی زاده در سفارت انگلیس پنهان شده بود ، بهترین دلیل بر احساسات عالی میهن پرستانه وی و مقاومت و مبارزه آگاهانه اش دربرابر دخالت خارجیان در امور مملکت بود. ستار خان در جواب کنسول روس گفته بود “جناب کنسول، من می‌خواهم هفت دولت زیر بیرق امیرالمومنین باشد، شما از من می خواهید زیر بیرق روس بروم؟ حاشا چنین نخواهد شد!”

******

ستارخان :

اگر یک روز از زندگیم باقی مانده باشد آن یک روز را هم برای استقلال

 و حفظ کرامت ایران خواهم جنگید حتی اگر لقب شورشی و ضد مملکت

به من داده شود .

 

-----------------------

منابع

http://243.blogfa.com

http://tabriz.supersized.org

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ماندگار در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 ساعت 3:13 موضوع Others | لينک ثابت