گمانم ابن ملجم یا علی گفت
ز لیلایی شنیدم یا علی گفت ***** به مجنونی رسیدم یا علی گفت
مگر این وادی دارالجنون است ***** که هر دیوانه دیدم یا علی گفت
نسیمی غنچه ای را باز میکرد ***** به گوش غنچه آندم یا علی گفت
خمیر خاک آدم چون سرشته ***** چو بر میخاست آدم یا علی گفت
مسیحا هم دم از اعجاز میزد ***** زبس بیچاره مریم یا علی گفت
مگر خیبر زجایش کنده میشد ***** یقین آنجا علی هم یا علی گفت
علی را ضربتی کاری نمیشد ***** گمانم ابن ملجم یا علی گفت
دلا باید که هردم یا علی گفت ***** نه هر دم بل دمادم یا علی گفت
که در روز ازل قالوبلا را ***** هر آنچه بود عالم یا علی گفت
محمد در شب معراج بشنید ***** ندایی آمد آنهم یا علی گفت
پیمبر در عروج از آسمانها ***** بقصد قرب اعظم یا علی گفت
به هنگام فرو رفتن به طوفان ***** نبی الله اکرم یا علی گفت
به هنگام فکندن داخل نار ***** خلیل الله اعظم یا علی گفت
عصا در دست موسی اژدها شد ***** کلیم آنجا مسلم یا علی گفت
کجا مرده به آدم زنده میشد ***** یقین عیسی بن مریم یا علی گفت
علی در خم به دوش آن پیمبر ***** قدم بنهاد و آندم یا علی گفت

نوشته شده توسط ماندگار در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 ساعت 4:36 موضوع مذهبی | لينک ثابت
دعای روز بیستم
*****************
دعای روز بیستویکم
*****************
دعای روز بیستودوم
*****************
دعای روز بیستوسوم
*****************
دعای روز بیستوچهارم
نوشته شده توسط ماندگار در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 ساعت 1:23 موضوع مذهبی | لينک ثابت
بگذار تا بميرم در اين شب الهي
ورنه دوباره آرم رو روي روسياهي
چون رو كنم به توبه، سازم نوا و ندبه
چندان كه باز گردم گيرم ره تباهي
چون رو كنم به احياء، دل زنده گردم اما
دل مرده ميشوم باز با غمزه گناهي
گرچه به ماه غفران بسته است دست شيطان
بدتر بود ز ابليس اين نفس گاه گاهي
اي كاش تا توانم بر عهد خود بمانم
شرمندهام ز مهدي وز درگهت الهي
تا در كفت اسيرم قرآن به سر بگيرم
چون بگذرم ز قرآن اُفتم به كوره راهي
من بندگي نكردم با خويش خدعه كردم
ترسم كه عاقبت هم اُفتم به قعر چاهي
با اينكه بد سرشتم با توست سرنوشتم
دانم كه در به رويم وا ميكني به آهي
اي نازنين نگارا تغيير ده قضا را
گر تو نميپسندي تقدير كن نگاهي
دل را تو ميكشاني بر عرش ميكشاني
بال ملك كني پهن از مهر روسياهي
دل را بخر چنان حُر تا آيم از ميان بُر
بي عجب و بي تكبّر از راه خيمه گاهي
امشب به عشق حيدر ما را ببخش يكسر
جان حسين و زينب بر ما بده پناهي
آخر به بيت زينب بيمار دارم امشب
از ما مگير او را جان حسن الهي
در اين شب جدايي در كوي آشنايي
هستم چنان گدايي در كوي پادشاهي
نوشته شده توسط ماندگار در دوشنبه نهم مهر 1386 ساعت 2:13 موضوع مذهبی | لينک ثابت
درباره وبلاگ

خدايا:
به من زيستن عطاء كن كه
در لحظه مرگ ،
بر بي ثمري لحظه اي كه براي زيستن گذشته است ،
حسرت نخورم ،
و مردني عطاء كن كه ،
به بيهودگيش ،
سوگوار نباشم
"دكتر علي شريعتي "
سلام دوستان من! اميدواريم در اين سايت دقايق خوشي را سپري نماييد.
فهرست اصلي
آرشيو موضوعي
نوشته هاي پيشين
دوستان
حرفهای يک انسان از جنس بی کسی
بنام آنکه عشق را آفرید(عاشقانه)
درد دل دوعاشق شکست خورده
جایی برای خلوت دلم! همین...
آخرین عشق - آخرین عاشق
ببایدستایش نمود عشق را
عاشق همیشه تنهاست
زندگینامه شاعران ایران
سيرابترين باديه عطش
عشقولانه خفن(آترين)
مشاوره روانشناسی
انديشه هاي پارسي
ترانه های بی آهنگ
نداي عاشق(مجيد)
گامي در راه اخلاق
اسلام و قرآن کریم
عشق (امير علي)
دل نوشته (مريم)
جالب است بدانید
سالهای سوخته
فانوس احساس
عشق و تنهايي
بن بست عشق
نجوای عاشقانه
سرزمین عشق
عشق (شکیبا)
انديشه ماندگار
کلبه درویشی
ليلي و محنون
غریبه ی آشنا
شور عاشقانه
ميم مثل مريم
دیار احساس
سفر به انتها
شـمیـم کوثـر
صدای آبشار
عاشقتر ینها
شهر عشق
ٍٍٍٍٍٍٍٍسفید برفی
ترنم عشق
رایحه ظهور
اسير تقدير
بغض کاغذ
عاشقكده
صاحبدلان
حالگیری
ماندگار
فانوس
ماندگاران
فردا
مهروماه
راه راست
خيال آبي!
دره عشق
پري دريايي
جهان فوتبال
زندگي موفق
شـوق رضـــوان
سکوت( آقامصطفي)
زندگي بهتر،فرداي بهتر
یادداشت های یک دانشجو...
زندگی رسم خوشایندی است
بنام زیبای زیبا آفرین ، زیبادوست
اطلاع از بروز شدن وبلاگ
طراح قالب
POWERED BY